تبلیغات
مهاجر - تعرِیف "پناهنده" و "مهاجر"؛ تفاوت‌ها و شباهت‌ها
 
مهاجر
 
 
غالب بحث‌های اینترنتی پیرامون مسائل "پناهندگی" و "مهاجرت" دچار خلط مبحث است، چه نویسندگان یا توجه کافی به گوناگونی این‌دو مقوله نمی‌کنند و یا این‌که اصلاً این گوناگونی را نمی‌دانند. برای گفت‌وگو راجع‌به مسائل "پناهندگی" و "مهاجرت"، نخست بایستی تعریف آن‌ها را دانست و لاجرم گوناگونی‌ها و شباهت‌های این‌دو را بازشناخت. در این‌جا -با رعایت اختصار- تعریف این‌دو را با هم مرور می‌کنیم:

پناهنده:
پناهنده کسی است که برای حفظ جان (زیرمجموعه‌ی دلایلی نظیر تبعیض قومی، نژادی یا مذهبی، فعالیت سیاسی و ...) از وطن خود گریخته و به کشوری پناهنده‌پذیر (امضاکننده‌ی قرارداد 1951 ژنو) پناه آورده است. به همین لحاظ، پناهنده دیگر امکان ماندن یا بازگشت به وطن خود را ندارد.

مهاجر:
مهاجر کسی است که در طلب شرایط بهتر، "با اختیار" خویش، جلای وطن کرده و به کشوری دیگرکوچیده است. او هر زمان که بخواهد، می‌تواند به وطن خود مسافرت کند یا بازگردد.

ممکن است کسی پناهنده باشد و بعد از چند سال خطر بازگشت برای او رفع شود یا این‌که مهاجر باشد و در خارج فعّالیّت سیاسی بکند و دیگر نتواند باز گردد... که این‌ها حاشیه‌ی بحث هستند. و امّا با دقیق‌شدن به اساس تعریف‌ها متوجه می‌شویم که: 1- نوع ورود افراد به کشور میزبان، در دو شکل کاملاً متفاوت است و 2- طبیعتاً برخورد کشور میزبان با این‌دو گروه به دو شکل کاملاً متفاوت است. یعنی همان‌قدر که کشور میزبان یک "مهاجر" را مفید می‌داند و به او -به لحاظ نیاز خود کشور میزبان- خوش‌آمد می‌گوید، به یک "پناهنده" -به خاطر این‌‌که میهمانی ناخوانده است- ترش‌رویی می‌کند.
حال نکته‌ی کلیدی -که لازم است همه‌مان بدانیم- این است که برخلاف آن‌چه که بسیاری فکر می‌کنند، اصولاً اروپا مهاجرپذیر نیست[1]. یعنی خارجیانی که در اروپا ساکن هستند، یا پناهنده هستند و یا از طریق ازدواج (و نسبت درجه‌ی اوّل خانوادگی) حق اقامت دریافت کرده‌اند. حال باید پرسید: وقتی کشورهای اروپایی در اساس مهاجرپذیر نیستند، چطور ممکن است که به خارجیان روی خوش نشان دهند؟ اروپا -با مساحت ناچیزش- از جمعیت اشباع شده و توان تحمّل ورود سرسام‌آور خارجیان و پذیرش‌شان را ندارد. از آن‌سو، اصرار شدید اروپایی‌ها در حفظ فرهنگ و پایانگه‌داشتن ارزش‌های سنّتی خود سدّی شده است در مقابل جذب خارجیان. در دنیای امروز، کماکان انسان اروپایی با "نژاد"، "رنگ پوست"‌ و "قومیت" تعریف می‌شود؛ دستگاه فکری اروپا به قبول منطقی تغییر بافت انسانی-فرهنگی خود تن نمی‌دهد، به همین لحاظ، به طور طبیعی خارجیان به حاشیه رانده می‌شوند (در این باره بسیار گفته‌ایم، مثلاً: "دو نگاه به مسئله‌ی مهاجرت"). بنابراین، این‌که تبعیض در اروپا را به گردن رفتار و فقدان تطبیق‌پذیری خارجیان بیاندازیم، چیزی جز ساده‌اندیشی و ندیدن چیزی جز پوسته‌ی مسئله نیست.

حال می‌ماند جریان کشورهای مهاجرپذیر و نوع برخورد آن‌ها با مهاجران. عمده‌ی کشورهای مهاجرپذیر عبارتند از: آمریکا، کانادا، استرالیا و نیوزیلند. استرالیا و نیوزیلند شرایط نسبتاً سختی برای مهاجرت دارند و کلاً مهاجران -در مقایسه با آمریکا و کانادا- رغبت چندانی به رفتن به آن‌جا نشان نمی‌دهند. و امّا آمریکا و کانادا سهم عمده‌ای به مسئله‌ی مهاجرت اختصاص داده‌اند، زیرا که بدنه‌ی اقتصاد و اجتماع آن‌ها بدون مهاجرین لق می‌زند. در کانادا حتّا وزارت‌خانه‌ای به مهاجرت اختصاص دارد. با رجوع به تاریخ می‌بینیم که هر دوی این کشورها (و استرالیا و نیوزیلند) اساساً بر دوش مهاجران پی ریخته شده‌اند.
برای این‌که نوشته طولانی نشود، موضوع مهاجرت و نقش مهاجران در آمریکا و کانادا را به فرصتی بعد موکول می‌کنیم.

توضیحات:
1- در اروپا، آلمان اخیراً پیشقدم شده و تعدادی دانش‌آموخته‌ی کامپیوتر وارد کرده است (اغلب از هند، چین و کلاً شرق). آلمان نام این روند را "مهاجرت" گذاشته است که در مقایسه‌ با قوانین مهاجرت کشورهایی چون آمریکا و کانادا، قاعدتاً نمی‌توان به آن مهاجرت گفت. دلیل این است که نحوه‌ی ورود این افراد و سکونت‌شان با "اقامت موقت" است نه دائم و گرفتن اقامت دائم نیز فقط پس از پشت سر گذاشتن مراحلی دشوار ممکن می‌شود که به باور من، کلّ کار را از سیاق "مهاجرت"‌ خارج می‌کند.
درباره وبلاگ

مدیر وبلاگ: hazara
منوی اصلی
آرشیو مطالب
مطالب اخیر
نویسندگان
پیوندها
صفحات جانبی
نظرسنجی
نظر شما در مورد مطالبی که در این وبلاگ درج میشه چیه؟





برچسبها
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
جستجو
1.
Display Pagerank قیمت طلا، ارز و سکه
فوم بتن غدیر
 
 
 
  • Share